قلم سرا

تکاپوی اندیشه و قلم

تکاپوی اندیشه و قلم

قلم سرا

توضیحات: این آرم به طور اختصاصی برای فاطمه سلیمی طراحی شده است لطفا کپی نکنید


این جا ، دنیای خیال و احساس من است. خوش آمدید
تکاپوی قلمم برای به تصویر کشاندن بهتر و بیشتر به نظرات زیبای شما نیاز مند است

اینستاگرام:
@fatameh.salimi :پیج دست نوشته ها و روز نوشته ها
@salimi.fatameh : پیج رمان

از حضورتون یه دنیا ممنون.🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲ مهر ۹۶، ۱۴:۱۹ - Unknown 96 زیبا

قسمت پنجاه و هفتم:نقصیر پدرم بود

جمعه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۰۷ ق.ظ

قسمت پنجاه و هفتم: تقصیر پدرم بود


این رو گفتم و از جا بلند شدم ... با صدای بلند خندید ...

- دزد؟ ... از نظر شما رئیس دانشگاه دزده؟ ...

- کسی که با فریفتن یه نفر، اون رو از ملتش جدا می کنه ... چه اسمی میشه روش گذاشت؟ ... هر چند توی نگهداشتن چندا

ن مهارت ندارن ... بهشون بگید، هیچ کدوم از این شروط رو قبول نمی کنم ...


از جاش بلند شد ...

- تا الان با شخصی به استقامت شما برخورد نداشتن ... هر چند ... فکر نمی کنم کسی، شما رو برای اومدن به اینجا محبور کرده باشه ...


نفس عمیقی کشیدم ...

- چرا، من به اجبار اومدم ... به اجبار پدرم ...

و از اتاق خارج شدم ...


برگشتم خونه ... خسته تر از همیشه ... دل تنگ مادر و خانواده ... دل شکسته از شرایط و فشارها ...

از ترس اینکه مادرم بفهمه این مدت چقدر بهم سخت گذشته ... هر بار با یه بهانه ای تماس ها رو رد می کردم ... سعی می کردم بهانه هام دروغ نباشه ... اما بعد باز هم عذاب وجدان می گرفتم ... به خاطر بهانه آوردن ها از خدا حجالت می کشیدم ... از طرفی هم، نمی خواستم مادرم نگران بشه ...


حس غذا درست کردن یا خوردنش رو هم نداشتم ... رفتم بالا توی اتاق ... و روی تخت ولا شدم ...


- بابا ... می دونی که من از تلاش کردن و مسیر سخت نمی ترسم ... اما ... من، یه نفره و تنها ... بی یار و یاور ... وسط این همه مکر و حیله و فشار ... می ترسم از پس این همه آزمون سخت برنیام ... کمکم کن تا آخرین لحظه زندگیم ... توی مسیر حق باشم ... بین حق و باطل دو دل و سرگردان نشم ...


همون طور که دراز کشیده بودم ... با پدرم حرف می زدم ... و بی اختیار، قطرات اشک از چشمم سرازیر می شد ...

۹۵/۰۵/۱۵ موافقین ۴ مخالفین ۰
فاطمه سلیمی

نظرات  (۳)

۱۷ مرداد ۹۵ ، ۱۴:۵۸ کارشناس پارت
فاطمه سلیمی درود
مطلب قسمت پنجاه و هفتم:نقصیر پدرم بود شمارو مطالعه کردم بسیار مفید بود.
من کارشناس فروش یه شرکت تبلیغاتی در زمینه چاپ هستم اگر روزی به ما نیاز داشتین خوشحال میشم کمکتون کنم
این آدرس سایت ماست:
www.partchap.com
اینم شماره تماسمون:
02188756411
پاسخ:
ممنون که به من سر زدید
چشم حتما
موفق باشید
۱۵ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۴۰ ♥سرباز شیعه♥
این رشته سر دراز دارد....

ممنون...بازهم خدا قوت
پاسخ:
بله😁😁😁😁
تا قسمت هفتاد و پنج ادامه دارد
۱۵ مرداد ۹۵ ، ۰۱:۴۱ سیّد محمّد جعاوله
عالیست
پاسخ:
ممنون

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی